قطب الدين الراوندي

612

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

سوارى و دابّه كرايه [ بميرد ] و كشتى بشكند . و بر ثالث : بطلان وقف بر جماعت خاصه مثل اولاد يا فقرا قريهء خاصهء به مردن و منقرض شدن يا از صفت استحقاق بيرون رفتن مثل غنى شدن فقراء و كافر شدن مسلمين و جاهل شدن علما ، و بر مدرسه و مسجد و نحو اين ها به خرابى و منطمس شدن آن و هكذا . و بر رابع : بطلان وقف به جهت عدم تمكن موقوف عليه از انتفاع يا به زوال قابليت انتفاع از او بنفسه مثل وقف بر روشنايى و اندودكارى و فرش مسجد ، و خريدن كتب از براى طلاب مدرسهء خاصه ، هرگاه از ممرّ ديگر اين امور حاصل شود كه به هيچ وجه محتاج به اين وقف نباشد ، يا به جهت طروّ مانع خارجى مثل تسلّط متقلّب و غاصب و سفيه يا دزد كاه شدن كاروانسرا و مزرعه و مسيل وادى شدن و هكذا . و مخفى نماند كه فرقى نيست درجواز بيع يا خرابى ميان وقف خاص وعام و جهت ، چنانچه معلوم شد . مقدمه خامسه : [ محلّ نزاع در فروش وقف ] خلاف است در جواز بيع وقف و عدم آن بر اقوال عديده ، و [ بحث ] تنقيح مىشود به تحرير محل نزاع و ذكر اقوال و اخبار وارده در اين باب و تحقيق حق ، پس در اين باب چند مقام است : اوّل : در تحرير محل نزاع . بدان كه شبهه نيست در وقوع خلاف در وقف منقطع ، و آيا وقف مؤبّد هم داخل در عنوان خلاف هست يا نه ؟ ظاهر اطلاق عناوين دخول است ؛ بلكه از مصابيح ظاهر مىشود كه اكثر بر اين رفته‌اند « 1 » بلكه به سيورى نسبت داده‌اند كه خلاف را منحصر در

--> ( 1 ) . مصابيح الظلام ( خطى ) .